ترجمه "despair" به فارسی
نومیدی, یاس, ناامیدی بهترین ترجمه های "despair" به فارسی هستند.
despair
verb
noun
دستور زبان
(transitive, obsolete) To give up as beyond hope or expectation; to despair of. [..]
-
نومیدی
nounloss of hope
Day after day he roamed about in the arctic cold, his soul filled full of bitterness and despair.
روزها میگذشت و او درحالیکه روحش آکنده از اندوه و نومیدی بود در سرمای قطبی خیابان آواره بود.
-
یاس
nounImpossible to feel interest or boredom, excitement or despair.
با این داروها، احساس علاقه، بیحوصلگی، هیجان یا یاس داشتن غیر ممکن است.
-
ناامیدی
The broken whisper was full of such endless despair that the Gadfly shuddered in spite of himself.
زمزمه مقطع چنان سرشار از این ناامیدی ژرف بود که خرمگس، علی رغم تمایلش، بر خود لرزید.
-
ترجمه های کمتر
- دلسردی
- فلاکت، بدبختی
- سرخوردگی
- دلسرد کردن یا شدن
- سرخورده کردن یا شدن
- مایه ی نومیدی
- مایوس شدن
- مایوس کردن یا شدن
- نااميد بودن
- ناامید کردن یا شدن
- نومید کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " despair " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "despair"
عباراتی شبیه به "despair" با ترجمه به فارسی
-
دلسرد · مایوس · مایوسانه · ناامید · نومید · نومیدانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن