ترجمه "destructive" به فارسی
مخرب, ویرانگر, منفی بهترین ترجمه های "destructive" به فارسی هستند.
destructive
adjective
دستور زبان
Causing destruction; damaging. [..]
-
مخرب
adjectiveOne of the most destructive pests in the world.
يکي از مخرب ترين حيوون هاي تو دنيا.
-
ویرانگر
adjectiveThe four angels are ready to release those destructive winds.
از این رو این چهار فرشته برآنند که بادهای ویرانگر را رها سازند و مصیبت عظیم آغاز شود.
-
منفی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- غیرسازنده
- کاهنده
- برانداز
- بر باد دهنده
- نابود کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " destructive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "destructive"
عباراتی شبیه به "destructive" با ترجمه به فارسی
-
قدرت تخریب
-
چنانکه ویران سازد
-
تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
-
انهدام جانوران · بهمرگي
-
اتلاف · انهدام · تباهی · تخریب · خرابی · دمار · فنا · مایه ی تباهی · موجب نابودی · نابودی · هلاک، زوال، فنا، نابودی · هلاکت · ویرانی
-
(به ویژه موشک و غیره) خود را منفجر کردن · خود را تباه کردن (رجوع شود به destruct)
-
امادگی برای خراب شدن یاازمیان رفتن · فناپذیری
-
(موشک و غیره) خودتباهی · انتحار · خودترکانی · خودنابودی · خودکشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن