ترجمه "detect" به فارسی

کشف کردن, (رادیو) رجوع شود به demodulate, (مهجور) آشکار کردن بهترین ترجمه های "detect" به فارسی هستند.

detect adjective verb دستور زبان

Detected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف کردن

    verb

    The heat bloom your satellite detected makes more sense now.

    اون جوانه گرمايي که ماهواره شما کشف کرده حالا معني بيشتري پيدا ميکنه.

  • (رادیو) رجوع شود به demodulate

  • (مهجور) آشکار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • افشا کردن
    • شناسایی کردن
    • پی بردن به
    • کارآگاهی کردن
    • کاشف به عمل آوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " detect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "detect" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "detect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه