ترجمه "deuced" به فارسی

خیلی, اهریمنی, جهنمی بهترین ترجمه های "deuced" به فارسی هستند.

deuced adverb adjective دستور زبان

(degree, euphemism, dated) Damned. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیلی

    adjective adverb
  • اهریمنی

    adjective
  • جهنمی

  • ترجمه های کمتر

    • لعنتی
    • بسیار
    • بی برگ
    • سر در گم
    • مرده شور برده
    • معرکه (deucedly هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deuced " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deuced" با ترجمه به فارسی

  • سه · سه لا
  • (تاس نرد و غیره) دو · (تنیس و غیره) برابر · (حرف ندا حاکی از خشم یا شگفتی و غیره) درک ! · (ورق بازی) دولو · بخت بد · بدبیاری · دو · دوخال · دوس · دوکور · شماره دو · شيطان · نویسنده مزدور · نکبت !
  • (تاس نرد و غیره) دو · (تنیس و غیره) برابر · (حرف ندا حاکی از خشم یا شگفتی و غیره) درک ! · (ورق بازی) دولو · بخت بد · بدبیاری · دو · دوخال · دوس · دوکور · شماره دو · شيطان · نویسنده مزدور · نکبت !
اضافه کردن

ترجمه های "deuced" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه