ترجمه "deviant" به فارسی

منحرف, گمراه, منحط بهترین ترجمه های "deviant" به فارسی هستند.

deviant adjective noun دستور زبان

A person who deviates, especially from norms of social behavior. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منحرف

    adjective

    But I am now after a man more deviant and difficult to track.

    اما من الان دنبال يه مرد هستم که بيشتر منحرف شده و از مسير خارج شده.

  • گمراه

    adjective
  • منحط

  • ترجمه های کمتر

    • نابجا
    • (به ویژه در روان شناسی) کجرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deviant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Deviant

Deviant (comics)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منحرف، کجرو

عباراتی شبیه به "deviant" با ترجمه به فارسی

  • بالنوکزنی · رفتار منحرف · رفتار ناهنجار · رواننژنديها · شرارتها
اضافه کردن

ترجمه های "deviant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه