ترجمه "devil" به فارسی
ابلیس, دیو, شیطان بهترین ترجمه های "devil" به فارسی هستند.
devil
verb
noun
دستور زبان
(theology) A creature of hell. [..]
-
ابلیس
nouna creature of hell
-
دیو
nouna creature of hell
-
شیطان
nouna creature of hell
A bridge built by the devile xists there.
اینجا پلی است که بدست شیطان ساخته شده است.
-
ترجمه های کمتر
- اهریمن
- شيطان
- روح پلید
- خبیث
- بیچاره، نگون بخت؛ بخت برگشته، بدبخت، سیاه بخت
- عفریت
- شریر
- غول
- اعجوبه
- آتشپاره
- (الهیات - معمولا حرف بزرگ) شیطان
- (با ماشین) پاره پاره کردن
- (حاکی از همدردی) آدم ناموفق یا دل شکسته و مغموم
- (خوراک پزی) خوراک تند و پرادویه (معمولا ریزشده) پختن
- (دستگاه جونده و پاره پاره کننده ی کاغذ و پارچه) کاغذ خوردکن
- (عامیانه) تخم جن
- آدم بدجنس و بدخواه
- اهریمن (با: the)
- اهل جهنم
- رجوع شود به printer's devil
- رنجه داشتن
- ساکن جهنم
- عصبانی کردن
- متوقف کردن
- مزاحم شدن
- نویسنده مزدور
- نیروی شر
- هر چیزی که به کار بردن یا فهم یا مهار آن مشکل باشد
- هم زدن
- پارچه خورد کن
- پرشرو شور
- یکی از شیاطین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Devil
proper
noun
(theology) The chief devil; Satan. [..]
-
شیطان
noun -
اهریمن
noun proper
تصاویر با "devil"
عباراتی شبیه به "devil" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) شیطان تاسمانی (Sarcophilus harrisi از تیره ی Dasyuridae - از کیسه داران ماهیخوار و بومی تاسمانی)
-
سیاهدانه دمشقی
-
دیوپرستی · رفتارشیطانی
-
ضرب گرفتن تند و با حالت عصبی (با انگشتان دست یا با کوفتن پا)
-
مسکین، بیچاره
-
الله بختی · بد نام · بی باک · جسور · هرچه باداباد · پست
-
افسردگی · جنون الکلی و هذیان گویی و سرسام همراه با آن · جنون خمری · خماری · سخن بیهشانه · غم خوری · پژمانی
-
شیطان تاسمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن