ترجمه "devoutness" به فارسی
عبادت, دینداری, پارسائى بهترین ترجمه های "devoutness" به فارسی هستند.
devoutness
noun
دستور زبان
The state or quality of being devout. [..]
-
عبادت
-
دینداری
I'm not a devout man, obviously.
مشخصه که من مرد دینداری نیستم.
-
پارسائى
-
پارسایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " devoutness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "devoutness" با ترجمه به فارسی
-
(بسیار مذهبی) پارسا · (رعایت کننده ی حرمت مقدسات) پرخضوع و خشوع · از ته دل · اهل اخلاص · بی شیله پیله · درست كار · دیندار · زاهد · صادق · صدیق · صمیمانه · صمیمی · عابد · قلبی · متدین · متعصب · متعهد · مذهبی · مشتاق · مومن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن