ترجمه "dey" به فارسی

(از فارسی : دایی), (سابقا در تونس و لیبی) پاشا, عنوان سابق فرمانداران الجزیره بهترین ترجمه های "dey" به فارسی هستند.

dey noun pronoun دستور زبان

(obsolete) A servant who has charge of the dairy; a dairymaid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از فارسی : دایی)

  • (سابقا در تونس و لیبی) پاشا

  • عنوان سابق فرمانداران الجزیره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dey proper

The tenth solar month of the Persian calendar. [..]

+ اضافه کردن

"Dey" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dey در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dey" با ترجمه به فارسی

  • (لاتین - مسیحیت) · (کلیسای کاتولیک) سرود((بره ی خدا)) · تصویر یا تندیس عیسی به صورت بره (اغلب در حال نگه داشتن صلیب یا پرچم) · موسیقی آن
  • اپوس دئی
اضافه کردن

ترجمه های "dey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه