ترجمه "diacritic" به فارسی
آوانما, اعرابگذاری, اعراب بهترین ترجمه های "diacritic" به فارسی هستند.
diacritic
adjective
noun
دستور زبان
distinguishing [..]
-
آوانما
-
اعرابگذاری
-
اعراب
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به diacritical
- نشانه تشخیص
- نشانه های زیر و زبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diacritic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "diacritic"
عباراتی شبیه به "diacritic" با ترجمه به فارسی
-
(هرگونه نشانی که برای مشخص کردن حرف الفبا یا نشان دادن تلفظ آن به کار رود مانند زیر و زبر و اکسان و غیره) علامت فرعی · نشان آوانما · نشان تشخیص
-
(قادر به تشخیص) شناسگر · جداگر · شناسانگر · متمایز کننده · مشخص نما · هشیار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن