ترجمه "diadem" به فارسی
دیهیم, تاج, دستار بهترین ترجمه های "diadem" به فارسی هستند.
diadem
verb
noun
دستور زبان
A crown. [..]
-
دیهیم
nounornamental headband [..]
-
تاج
nounwhat it diademed was the shape which shape had none.
آنچه در زیر این تاج دیده میشد پیکره یک موجود بی شکل بود.
-
دستار
noun
-
ترجمه های کمتر
- دولبند
- اقتدار
- پادشاهی
- افسر
- اختیار
- تاج بر سر گذاشتن
- سربند (هرچیزی که بجای تاج بر سر بگذارند)
- مقام سلطنت
- نیم تاج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diadem " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Diadem
Diadem (personal wear)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Diadem" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Diadem در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "diadem"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن