ترجمه "diamagnetic" به فارسی
پادمغناطیسی, ماده ی پادمغناطیس (مانند بیسموت) (diamagnet هم می گویند), وابسته به پاد مغناطیس بهترین ترجمه های "diamagnetic" به فارسی هستند.
diamagnetic
noun
adjective
دستور زبان
(physics) Exhibiting diamagnetism; repelled by a magnet. [..]
-
پادمغناطیسی
-
ماده ی پادمغناطیس (مانند بیسموت) (diamagnet هم می گویند)
-
وابسته به پاد مغناطیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diamagnetic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diamagnetic" با ترجمه به فارسی
-
(دانش) پادمغناطیس شناسی · (فیزیک) دیامغناطیس · دیامغناطیس · نیروی پادمغناطیسی · پاد مغناطیس (ویژگی برخی اجسام : هردو قطب مغناطیس آنها را از خود می راند) · پدیده ی پاد مغناطیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن