ترجمه "diamond" به فارسی
الماس, خشت, لوزی بهترین ترجمه های "diamond" به فارسی هستند.
(uncountable) A glimmering glass-like mineral that is an allotrope of carbon in which each atom is surrounded by four others in the form of a tetrahedron. [..]
-
الماس
noununcountable: mineral [..]
This won't be a real diamond.
آن نمیتواند یک الماس اصل باشد.
-
خشت
nouncard games: card of the diamonds suit
who had nothing in common with the jack of diamonds
باز هم هیچ ربطی به بیبی خشت نداشت.
-
لوزی
nounwhen she was a little boy, held to the diamond paned window in her nurse's arms.
آن گاه که پرستار کنار پنجرهی لوزی او را در که پسربچهای بود در آغوش میگرفت.
-
ترجمه های کمتر
- الماسی
- (بیس بال) زمین بازی (که لوزی شکل است)
- (جمع) جواهرات (مزین به الماس)
- (ورق بازی - معمولا جمع) خشت
- الماس آذین
- الماس آذین کردن
- الماس مانند
- الماس مصنوعی (که در صنعت کاربرد دارد) الماس شیشه بری
- زمین زیر کشت
- متوازی الاضلاع
- وابسته به برگزاری جشن شصت سالگی (یا هفتاد وپنج سالگی) هرچیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diamond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A female given name of modern usage, from the name of the gem. [..]
"Diamond" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Diamond در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "diamond"
عباراتی شبیه به "diamond" با ترجمه به فارسی
-
ابر مرد · جوهر · نقطه
-
الماسهای خونین
-
سنگپوز دیاموند (در جنوب خاوری جزیره ی اواهو - هاوایی)
-
جشن شصتمین سال ازدواج (گاهی هفتادوپنجمین سال ازدواج)
-
زمین زیر کشت
-
اوراوا ردز
-
الماس مصنوعی
-
(جمع) زغال سنگ · رجوع شود به carbonado