ترجمه "diaper" به فارسی

پوشک, جله, دستمال بهترین ترجمه های "diaper" به فارسی هستند.

diaper verb noun دستور زبان

A textile fabric having a diamond-shaped pattern formed by alternating directions of thread. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشک

    noun

    absorbent garment worn by a baby, or by someone who is incontinent [..]

    I think about crying children with soggy diapers.

    من فکر مي کنم در مورد گرييه کودکان با پوشک خيس.

  • جله

  • دستمال

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چموش
    • لول
    • (در اصل) پارچه ی نقش دار (به ویژه دارای نقش الماسی)
    • جله ی بچه را عوض کردن
    • دستمال سفره
    • پارچه ی قنداق
    • پارچه ی نقشه الماسی
    • پارچه ی کلفت (برای حوله و دستمال سفره و غیره)
    • پوشاک بچه
    • کشال بند
    • کهنه ی بچه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diaper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "diaper"

اضافه کردن

ترجمه های "diaper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه