ترجمه "diary" به فارسی
دفتر خاطرات, دفتر خاطرات روزانه, خاطرات بهترین ترجمه های "diary" به فارسی هستند.
diary
adjective
verb
noun
دستور زبان
A daily log of experiences, especially those of the writer. [..]
-
دفتر خاطرات
daily log of experiences
It was the journal he had started after reading Fran's diary.
این دفتر خاطرات او بود که پس از خواندن خاطرات فرانی شروع به نوشتن آن کرده بود.
-
دفتر خاطرات روزانه
daily log of experiences [..]
-
خاطرات
nounIt was the journal he had started after reading Fran's diary.
این دفتر خاطرات او بود که پس از خواندن خاطرات فرانی شروع به نوشتن آن کرده بود.
-
ترجمه های کمتر
- دفتر روزانه
- دفتر سررسید
- دفتر یادداشت
- دفتر یادنگاشت
- یادنگاشت (ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diary" با ترجمه به فارسی
-
روش ثبت رویدادهای مالی در دفتر روزنامه
-
دفتر خاطرات کفش قرمز
-
خاطرات یک کشیش روستا
-
دفتر خاطرات زن خدمتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن