ترجمه "dibbling" به فارسی

نشاكاري, بذرافشانی مستقیم, بذركاري مستقيم بهترین ترجمه های "dibbling" به فارسی هستند.

dibbling verb

Present participle of dibble. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشاكاري

  • بذرافشانی مستقیم

  • بذركاري مستقيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dibbling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dibbling" با ترجمه به فارسی

  • (با فروکن زمین را) سوراخ کردن · (ماهی گیری) قلاب را به آرامی در آب انداختن · (کشاورزی) فروکن (ابزار نوک تیزی که برای کاشتن تخم یا پیاز گیاه یا نشا یا جوانه با آن در خاک سوراخ ایجاد می کنند) · بذر کاری · زمین سوراخ کن · فروکن به کار بردن · قلمه نشان (dibber هم می گویند) · کاشتن
اضافه کردن

ترجمه های "dibbling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه