ترجمه "dicey" به فارسی

خطرناک, سیجناک, بختی بهترین ترجمه های "dicey" به فارسی هستند.

dicey adjective دستور زبان

(Australian slang) nauseating [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطرناک

    adjective

    You sort of get down there to the bottom and things get really dicey.

    یه جوری به انتهای اون لیست می رسید و مسائل واقعا" خطرناک می شه.

  • سیجناک

  • بختی

  • ترجمه های کمتر

    • شانسی
    • (عامیانه - بیشتر در انگلیس)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dicey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dicey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه