ترجمه "dickey" به فارسی

خر, (کالسکه) صندلی راننده (dickey box هم می گویند), (کالسکه) صندلی عقب (ویژه نوکران) بهترین ترجمه های "dickey" به فارسی هستند.

dickey adjective noun دستور زبان

A detachable shirt front, collar or bib. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    noun
  • (کالسکه) صندلی راننده (dickey box هم می گویند)

  • (کالسکه) صندلی عقب (ویژه نوکران)

  • ترجمه های کمتر

    • جلو پیراهنی زنانه
    • جلو پیراهنی مردانه (پیراهنی که فقط جلو سینه را می پوشاند و پشت ندارد)
    • رجوع شود به dicky
    • زوج یا زوجه
    • سینه پوش
    • پرنده ی کوچک (dickey bird هم می گویند)
    • پیشبند بچه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dickey " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dickey proper

A diminutive of the male given name Richard. [..]

+ اضافه کردن

"Dickey" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dickey در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "dickey" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه