ترجمه "dicky" به فارسی
خر, خراب, (انگلیس - عامیانه) بیمار بهترین ترجمه های "dicky" به فارسی هستند.
dicky
adjective
noun
دستور زبان
Alternative spelling of dickey. [..]
-
خر
noun -
خراب
adjective noun -
(انگلیس - عامیانه) بیمار
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به dickey
- زوج یا زوجه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dicky " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dicky
proper
A diminutive of the male given name Richard. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dicky" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dicky در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dicky" با ترجمه به فارسی
-
زوج یا زوجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن