ترجمه "diddle" به فارسی
گول زدن, (عامیانه), (عامیانه) پس و پیش رفتن (به تندی) بهترین ترجمه های "diddle" به فارسی هستند.
diddle
verb
noun
دستور زبان
(music) In percussion, two consecutive notes played by the same hand (either RR or LL), similar to the drag, except that by convention diddles are played the same speed as the context in which they are placed [..]
-
گول زدن
verbWhat does " diddling " mean to you?
گول زدن چه معنی ـی برای شما داره ؟
-
(عامیانه)
-
(عامیانه) پس و پیش رفتن (به تندی)
-
ترجمه های کمتر
- (معمولا با: away) وقت تلف کردن
- بیکارگی کردن
- تقلب کردن
- جم خوردن (پشت سر هم)
- طعمه کردن
- فریب دادن
- قربانی کردن
- لقیدن (مثل هر چیز لق)
- مغبون کردن
- ول گشتن
- کلاه (سرکسی) گذاشتن
- کلاهبرداری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن