ترجمه "dido" به فارسی

دیدو, (اسطوره ی روم) دیدو (ملکه ی کارتاژ و یکی از شخصیت های حماسه ی Aeneid), (عامیانه) کار احمقانه بهترین ترجمه های "dido" به فارسی هستند.

dido noun adverb دستور زبان

Common misspelling of ditto. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدو

  • (اسطوره ی روم) دیدو (ملکه ی کارتاژ و یکی از شخصیت های حماسه ی Aeneid)

  • (عامیانه) کار احمقانه

  • ترجمه های کمتر

    • دسته گل به آب دهی
    • علی سیاه کاری
    • کار شیطنت آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dido proper noun

(Greek mythology) Founder and first Queen of Carthage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایدو

    دایدو (خواننده)

    I will not even refer to Dido or Zenobia.

    حتی اسمی از دایدو یا زنوبیا نمیآورم.

اضافه کردن

ترجمه های "dido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه