ترجمه "die" به فارسی
مردن, طاس, تاس بهترین ترجمه های "die" به فارسی هستند.
die
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To stop living; to become dead; to undergo death. [..]
-
مردن
verbto stop living
You are about to die, that is to say to triumph, here.
اکنون در این نقطه در شرف مردن یعنی رسیدن به پیروزی هستی.
-
طاس
nounpolyhedron used in games of chance
The die was cast one way or the other
طاس ریخته شده بود
-
تاس
nounthrowable object with multiple resting positions, used for generating random numbers
there are six sides to a die, two sides to a coin, 52 cards in a deck.
یک سکه دو رو دارد ، یک تاس شش وجه دارد و در یک دست کارت بازی ۵۲ کارت هست.
-
ترجمه های کمتر
- تمام کردن
- قالب
- مهره
- ماتریس
- مهر
- درگذشتن
- سرسکه
- نتشذگرد
- ورپریدن
- پلاسیدن
- پژمردن
- کابسان
- کعب
- سرپیچ
- کاب
- سنبه
- قاب
- (از شدت علاقه و اشتیاق) تباه شدن
- (الهیات - از نظر روحی مردن) به ورطه ی گناه و نابودی کشیده شدن
- (به ویژه در مورد گوشت و سبزیجات و غیره) خرد
- (تخته نرد و غیره) تاس (هم برای مفرد و هم جمع dice هم می گویند)
- (ریخته گری) شفتاهنگ
- (عامیانه) مرده ی چیزی بودن
- (مجازی) به ورطه ی هلاکت رسیدن
- (معماری) از اره ی ستون
- (مکانیک) حدیده
- از بین رفتن
- به جان کندن افتادن
- بی اعتنا شدن به
- تاس مانند
- تلف شدن
- ته ستون
- جان دادن
- جان سختی کردن
- جهنمی شدن
- حدیده کردن
- خاموش شدن
- خشک شدن
- در حال مرگ بودن
- دق کردن
- سخت رنج بردن
- سر سکه
- فروکش کردن
- فوت کردن
- قلاویز کردن
- ماتریس کردن
- مردن مبارزه یا مقاومت کردن
- منسوخ شدن
- نابود شدن
- ناگهان ناپدیدشدن
- هرچیز مکعب
- هلاک شدن
- وفات کردن
- پر زدن (برای)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " die " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "die"
عباراتی شبیه به "die" با ترجمه به فارسی
-
چرا انها از گرسنگی میمیرند
-
(شخص یا چیزی که سخت مقاوم است و دیر از بین می رود) جان سخت · دو آتشه · دیرمیر · سخت جان · سرسخت · نستوه · گرانجان
-
از گرسنگی مردن
-
(ریخته گری و فلز کاری) ریخته گری تحت فشار · ریختن فلز مذاب در قالب تحت فشار زیاد
-
حق مردن
-
به قیمت جان · مرگ و زندگی · یا انجام بده یا بمیر
-
تاسها پرتاب شدهاند
-
روش انجام بده والا بمیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن