ترجمه "digest" به فارسی
خلاصه, مجله, تلخیص بهترین ترجمه های "digest" به فارسی هستند.
digest
verb
noun
دستور زبان
That which is digested; especially, that which is worked over, classified, and arranged under proper heads or titles [..]
-
خلاصه
nounyou have often said that they wanted digesting.
میگویی باید خلاصه و دستهبندی شوند.
-
مجله
nounSo what if Reader's Digest says they're dangerous?
گفته سيگار خطرناکه ؟ " Reader's Digest " حالا مثلاً چي ميشه مجله
-
تلخیص
-
ترجمه های کمتر
- تالیف
- وابردن
- گواراندن
- گواردن
- گواریدن
- تلفیق
- دریافتن
- فهمیدن
- (مجازی) جذب کردن
- (معمولا جمع - حرف بزرگ - حقوق) مجموعه ی قوانین امپراطوری روم که به دستور ژوستینیان امپراطور روم در پنجاه جلدتدوین شد
- (کتاب و مقاله و غیره) چکیده
- ایستادگی کردن
- تحلیل بردن
- تلخیص کردن
- جلو آمدن
- خلاصه کردن
- منتظر شدن
- منزل کردن
- هضم شدن یا کردن
- وفا کردن
- کوته سخن
- کوته وار
- کوته وار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " digest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "digest" با ترجمه به فارسی
-
محتويات دستگاه گوارش · گواردهها
-
نشاسته قابل هضم
-
جهاز هاضمه · دستگاه گوارش
-
دستگاه معدي-رودهاي · دستگاه گوارش · لوله گوارش · مجرای گوارش
-
تصفیه بیهوازی · هضم بيهوازي · هضم بی هوازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن