ترجمه "digital" به فارسی
دیجیتال, رقمی, انگشت بهترین ترجمه های "digital" به فارسی هستند.
Having to do with digits (fingers or toes); performed with a finger. [..]
-
دیجیتال
adjectiverepresenting discrete values [..]
And this is a consequence of the fact that these new technologies tend to be digital.
و نتیجه ی این واقعیت این است که این تکنولوژی های جدید دیجیتال هستند.
-
رقمی
Now this phone is asking me for a four-digit code.
این گوشی الان از من یه کد چهار رقمی میخواد
-
انگشت
nounIt's either that, the old boy's place and we lose a digit daily.
يا بايد بار باباتو بفروشيم ، يا روزي يه انگشت از دست بديم.
-
ترجمه های کمتر
- شماری
- رقومی
- جاانگشتی
- پیکری
- (انجام شدنی توسط انگشت یا انگشتان) انگشتی
- (وابسته به انگشت) انگشتی
- (پیانو وغیره) کلید
- انگشت دار
- انگشت مانند
- دیجیتال (با: analogue مقایسه شود)
- دیجیتال – رقمی
- وابسته به فیلمبرداری یا ضبط صوت رقمی
- وابسته به یا بوسیله ی کامپیوتر شماری (یا کامپیوتر رقمی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " digital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Digital" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Digital در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "digital" با ترجمه به فارسی
-
ریختزایی دیجیتال
-
تصویر دیجیتالی · تصویر رقومی
-
نقاشی دیجیتال
-
دستیار دیجیتال شخصی
-
رایانه ی شماری · کامپیوتر دیجیتال · کامپیوتر رقمی · کامپیوتر عددی
-
مبدل دیجیتال به آنالوگ
-
مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
-
بازاریابی دیجیتال