ترجمه "dike" به فارسی
سد, خندق, آذرینتیغه بهترین ترجمه های "dike" به فارسی هستند.
dike
verb
noun
دستور زبان
(UK) The northern English form of ditch. [..]
-
سد
noun -
خندق
noun -
آذرینتیغه
term in geology
-
ترجمه های کمتر
- بازدار
- برغ
- برغاب
- جلوگیر
- خاکریز
- خاکریزه
- مرزبند
- مرزنما
- گوره
- چینه
- (اسکاتلند - دیوار کوتاه خاکی یاسنگی) دیواره
- (انگلیس - محلی) آبکند
- (انگلیس - محلی) دیواره ی خاکی
- (با بند و دیواره و غیره)سد کردن
- (با جوی کنی و زهکشی) آبکشی کردن
- (دیوار خاکی یا سدی که برای جلوگیری از سیل یا پیشرفت آب دریا و رودخانه ساخته می شود) آب بند
- (زمین شناسی - تخته سنگ های آذرین که بطور عمودی جامد شده اند) صخره دیوار
- (قدیمی - راه خاکریزی شده که از وسط جای پوشیده از آب رد شود) بلند راه
- (مجازی) مانع
- آب بند سازی کردن
- خشکاندن (dyke هم می نویسند)
- رجوع شود به dyke
- فراز راه
- مجرای آب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dike " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dike
proper
A topographic surname for someone living near a dike. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dike" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dike در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن