ترجمه "diligent" به فارسی
کوشا, ساعی, سخت کوش بهترین ترجمه های "diligent" به فارسی هستند.
diligent
adjective
دستور زبان
Performing with intense concentration, focus, responsible regard. [..]
-
کوشا
adjectiveIt is vital, then, that we be diligent students of God’s Word.
پس بسیار حیاتی است که در مطالعهٔ کلام خدا کوشا باشیم.
-
ساعی
adjectiveabout being diligent in the Lord's business, orsomething?
درباره ساعی بودن در کار خدا و این جور چیزها؟
-
سخت کوش
adjectiveYou know, I wouldn't let you be with Trevor without first doing my due diligence.
نمیتونم بهت اجازه بدم که ترور باشی بدون این که توی کارت سخت کوش باشی
-
ترجمه های کمتر
- مستمر
- مداوم
- مجدانه
- پیگیر
- کارا
- بشول
- كوشنده
- پرپشتکار
- کوشنده
- پشت کاردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diligent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diligent" با ترجمه به فارسی
-
باکوشش · بجد · ساعیانه
-
سعی و کوشش · پشت کار · کوشش پیوسته
-
(به ویژه در فرانسه) دلیجان · (حقوق) احتیاط لازم · (مهجور) سرعت · ابتکار · بشولی (در مقابل negligence) · جد و جهد · دلیجان · سخت کوشی · سعی · سعی صادقانه · سعی و کوشش · عجله · مجاهدت · پشت کار · پیشه و هنر · کالسکه ی همگانی · کوشایی · کوشش پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن