ترجمه "dimple" به فارسی

گودی, خیزاب, چالچه بهترین ترجمه های "dimple" به فارسی هستند.

dimple verb noun دستور زبان

A small depression or indentation in a surface. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گودی

    Adorable two year olds with dimples and lisps that could destroy half a village in one of their tantrums.

    دو سالههای پرستیدنی با گودی چانه و صحبت کردن نوک زبانی که با یک خشمش ون می تونستند نصف دهکدهای رو داغ ون کنند.

  • خیزاب

  • چالچه

  • ترجمه های کمتر

    • (روی پوست بدن به ویژه در چانه و غیره) چال
    • چال افتادن یا انداختن
    • چاه زنخدان
    • گودی پیدا کردن
    • گودی کوچک (مثلا در سطح آب)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dimple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dimple"

عباراتی شبیه به "dimple" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dimple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه