ترجمه "dinner" به فارسی
شام, ناهار, نهار بهترین ترجمه های "dinner" به فارسی هستند.
dinner
verb
noun
دستور زبان
The main meal of the day, often eaten in the evening. [..]
-
شام
nounTom bet Mary dinner that it doesn't rain this week.
تام با ماری سر یک شام شرط بستند که این هفته بارون نمی یاد.
-
ناهار
nounThen, I went without my dinner, or bought a roll or a slice of pudding.
در نتیجه بایستی از خوردن ناهار صرفنظر میکردم یا کمی پودینگ میخریدم و با آن سد جوع میکردم.
-
نهار
Uncle Bob invited us to have dinner.
عمو باب ما را برای نهار دعوت کرد.
-
ترجمه های کمتر
- ضیافت
- سور
- (رستوران) شام (یا نهار) با مخلفات به قیمت مقطوع (table d'hote هم می گویند)
- مهمانی شام یا نهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dinner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dinner"
عباراتی شبیه به "dinner" با ترجمه به فارسی
-
شام · ناهار
-
آش شله قلمکار · شلم شوربا
-
(خوراکپزی - تاس کباب دارای گوشت و سیب زمینی درسته و پیاز و هویج و کلم و غیره که جوشانده شده است) تاس کباب نیوانگلند
-
ناهار خوردن
-
انگشتر مهمانی (انگشتر دارای جواهر درشت که زن ها در مهمانی به دست می کنند)
-
(امریکا) خوراک پخته و یخ زده (که گرم می کنند و می خورند)
-
خوراک دریایی · شام دریایی (شامل گوشت جانوران دریایی)
-
تئاتر رستورانی (محلی که در آن مشتریان طی شام یا بعد از آن نمایش تماشا می کنند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن