ترجمه "dint" به فارسی
زور, فرورفتگی, غرشدگی بهترین ترجمه های "dint" به فارسی هستند.
dint
verb
noun
abbreviation
دستور زبان
(obsolete) A blow, stroke, especially dealt in a fight. [..]
-
زور
nounIt is only by dint of good brushing that I look respectable.
فقط به زور ماهوت پاک کن ظاهر آبرومندم را حفظ میکنم.
-
فرورفتگی
two fine dints were pointed out in the sculptured nose
در پرهها بینی آن فرورفتگی مختصری پدید آمده بود.
-
غرشدگی
-
ترجمه های کمتر
- کوبه
- گودی
- (با فشار) فرو کردن
- (قدیمی) ضربه
- جای ضربه (dent هم می گویند)
- غر کردن
- فرورفتگی ایجاد کردن
- محکم زدن
- نیرو (امروز بیشتر به صورت by dint of به کار می رود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن