ترجمه "dip" به فارسی
غوطه, فرود, سس بهترین ترجمه های "dip" به فارسی هستند.
dip
verb
noun
دستور زبان
A lower section of a road or geological feature. [..]
-
غوطه
When the father has a sweet shop the daughter would be dipped in sugar syrup, right?
دختر بايد تو شربت شکر غوطه ور شده باشه ، نه ؟
-
فرود
the swallows dipped and circled
پرستوها فرود آمدند و دایرهوار کنارش جای گرفتند
-
سس
nounWell, maybe some of Mom's famous cucumber dip.
خب ، شاید یکی از سس خیار مشهور مامان بخورم.
-
ترجمه های کمتر
- سرازیری
- شیرجه
- دانشنامه
- رزیدن
- رنگابه
- فروروی
- فروشویی
- فروکنی
- حمام
- (آبگونه ای که چیزی را در آن فرو می کنند) رنگ
- (از طریق فروکردن درآبگونه و درآوردن) روکش کردن
- (با دست یا ملاقه و غیره) فرو کردن و (چیزی را)درآوردن
- (برای ساختن شمع) فتیله را در پیه مذاب فرو کردن و درآوردن
- (به طور موقت و کم) پایین رفتن
- (تند در آبگونه فرو کردن و در آوردن) فروبردن
- (خودمانی) جیب بر 8
- (زمین شناسی - کان شناسی - سرازیری لایه یا رگه ی معدن) رگه شیب
- (سس و غیره که بیسکویت و غیره را در آن فرو می کنند و می خورند)آچار
- (شنا - رفتن روی زمین و یا روی پارالل) پایین روی
- (فیزیک - قطب نماو عقربه ی میل نما) انحراف عقربه (نسبت به افق) 0
- (مجازی) برداشتن
- (مساحی) زاویه ای که افق با چشم های بیننده تشکیل می دهد 1
- (ناگهان) فرورفتن
- (نماز) رکوع
- (هواپیمایی) شیرجه رفتن (و سپس اوج گرفتن)
- (گوسفند و خوک و غیره را برای گندزدایی) در آبگونه ی گندزدا فرو کردن
- آب تنی (به مدت کوتاه)
- آب فلز دادن
- با ملاقه یا کفگیر برداشتن
- به طور سطحی مطالعه کردن 2
- جسته و گریخته خواندن
- حفره ی کوچک
- حوضچه ی گندزدایی
- خم و راست کردن
- در رنگ فروبردن
- دیپ 7
- رنگ کردن
- رنگرزی کردن
- روکش ساز 5
- روی اندود کردن
- سرازیر شدن
- سرازیری تند
- سراشیب شدن
- سراشیبی 1
- سقوط سنگین
- شمع (که بدین روش ساخته شده است)
- شنا(کم) 4
- شیرجه 3
- غسل دادن
- غوطه دادن یا خوردن
- فرو رفتن
- فرو رفتن و درآمدن
- فرورفتگی (کوچک)
- لایه شیب 9
- مایع گندزدا
- محلول خورنده
- محلول فلزپوشانی
- مخفف : دیپلم
- مغاکچه 6
- نزول کردن
- نقصان یافتن 0
- پایین بردن و به تندی بالا بردن
- کاسته شدن
- کم شدن
- گالوانیزه کردن
- گزک چاشنی
- گودال عمیق
- گودی (کوچک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dip " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
DIP
noun
دستور زبان
Acronym of [i]dual in-line package[/i]. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"DIP" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DIP در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dip"
عباراتی شبیه به "dip" با ترجمه به فارسی
-
خواندن
-
(عقربه یا سوزن مغناطیسی برای تعیین جهت کشش مغناطیسی زمین) مغناطیس نما
-
غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
-
غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
-
امتداد و شیب
-
غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
-
(مایع ضد عفونی که گوسپند را در آن می شویند) گوسپند شویه
-
(امریکا- عامیانه) · شنای برهنه · شنای لخت · لخت شنا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن