ترجمه "direct" به فارسی

مستقیم, اداره کردن, هدایت کردن بهترین ترجمه های "direct" به فارسی هستند.

direct adjective verb adverb دستور زبان

Straight, constant, without interruption. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستقیم

    adjective

    Straight, constant, without interruption

    Those claims were in opposition, and he was in direct conflict with his education.

    و او با مربیان خود در تضاد مستقیم بود.

  • اداره کردن

    verb

    to manage, control, steer

    As for Marius' inward political revolution, M. Mabeuf was totally incapable of comprehending it, of willing or of directing it.

    اما در خصوص انقلاب سیاسی درونی، ماریوس، مسی و ما بوف مطلقا از ادراک آن و از خواستن و اداره کردن آن به دور بود.

  • هدایت کردن

    to aim at

    Percy directed the girls through one door to their dormitory and the boys through another.

    پرسی دخترها را از یک در و پسرها را از در دیگری به سمت خوابگاههایشان هدایت کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • راست
    • رایانیدن
    • هدف گیری کردن
    • صریح
    • رک
    • هدف
    • شخصی
    • درست
    • صادقانه
    • سرراست
    • بلافصل
    • فرستادن
    • کامل
    • اجدادی
    • خطی
    • راستگویانه
    • فرارون
    • (ارکستر و گروه کر و غیره) رهبری کردن 2
    • (ریاضی) موافق
    • (سخن یا نوشته و غیره) معطوف کردن
    • (فیلم و تئاتر و غیره) کارگردانی کردن 1
    • (نجوم) از باختر به خاور
    • ابداع کردن
    • از روی خلوص نیت
    • باختر خاوری
    • بی برو برگرد
    • بی شیله پیله
    • بی مانع
    • بی پرده
    • بی پیچ و خم
    • بی کم و زیاد
    • بی کم و کاست
    • تنظیم کردن
    • دست اول
    • دستور دادن
    • راستار کردن
    • راهنمايى کردن
    • راهنمایی کردن
    • رجوع شود به directly 3
    • رهنمون دادن
    • سامان دادن
    • سرپرستی کردن
    • غربی شرقی (در مقابل : خاور باختری یا retrograde)
    • فرمان دادن
    • متوجه کردن
    • مربوط به خط
    • مستقیم (در مقابل : inverse) 4
    • مهندسی کردن
    • میزان کردن
    • نشانی دادن
    • چرخاندن (به سوی)
    • گفتن (به طور محکم و صریح) 0
    • یک راست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " direct " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Direct
+ اضافه کردن

"Direct" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Direct در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "direct" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "direct" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه