ترجمه "dirigible" به فارسی

کشتی هوایی, بالون, بالن بهترین ترجمه های "dirigible" به فارسی هستند.

dirigible adjective noun دستور زبان

steerable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتی هوایی

    a self-propelled airship that can be steered

  • بالون

  • بالن

    Here's Charles Muntz, piloting his famous dirigible.

    .و اين هم " چارلز مانتس " در حال راندن بالن خودش

  • ترجمه های کمتر

    • راندنی
    • رهنمودپذیر
    • زیپلن
    • هواایست
    • هواناو
    • رانش پذیر
    • قابل هدایت
    • هدایت پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dirigible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dirigible"

اضافه کردن

ترجمه های "dirigible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه