ترجمه "discriminating" به فارسی
تیزبین, باریک بین, برنده بهترین ترجمه های "discriminating" به فارسی هستند.
discriminating
adjective
verb
دستور زبان
Able to perceive fine distinctions between similar things; perceptive [..]
-
تیزبین
adjective -
باریک بین
-
برنده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تبعيض
- خبره و خوش سلیقه
- فرورشناس
- فرورنما
- قاطع
- متمایز کننده
- موشکاف
- ناسانی بین
- ناسانی نما
- نافذ
- نکته سنج
- کرکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discriminating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discriminating" با ترجمه به فارسی
-
فرورگرانه · ناروا · وابسته به تبعیض
-
برتری بی جا · بی جا گزینی · تبعیض · تبعیض (به ویژه نژادی یا جنسی) · تمیز · خبرگی و خوش سلیقگی در چیزی · سلیقه · شعور · شناخت (تفاوت) · فرق · فرورگری · ناروا گزینی · نکته سنجی
-
ممتاز کردن، قضاوت کردن
-
تبعیض علیه بیخدایان
-
تشخیص پذیر · تمیز دادنی · سوا کردنی · فرق گذاشتنی · قابل تمیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن