ترجمه "discursive" به فارسی
استدلالی, پراکنده, برهانی بهترین ترجمه های "discursive" به فارسی هستند.
discursive
adjective
دستور زبان
(of speech or writing) Tending to digress from the main point; rambling. [..]
-
استدلالی
adjectivetheir course indeed being rather to lengthen the distance, by various circumlocutions and discursive staggerings
در واقع شیوه آنها عبارت از دور کردن راه به وسیله پیچ و خمهای لفظی و انحرافهای استدلالی است
-
پراکنده
not to be satisfied by a girlish instruction comparable to the nibblings and judgments of a discursive mouse.
تحصیلات ناقص و پراکنده خوانیهایی که به ناخنک زدنهای موش شباهت داشت به هیچ رو نیاز روحیش را ارضاء نمیکردند.
-
برهانی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- فرنودی
- (سخن یا اندیشه یا نگاشته) نامربوط
- (منطق) قیاسی
- بی ترتیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discursive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discursive" با ترجمه به فارسی
-
معضل گفتمان
-
ازروی استدلال · بطورپراکنده وپرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن