ترجمه "disease" به فارسی

بیماری, مرض, ناخوشی بهترین ترجمه های "disease" به فارسی هستند.

disease verb noun دستور زبان

(pathology) An abnormal condition of the body or mind that causes discomfort or dysfunction; distinct from injury insofar as the latter is usually instantaneously acquired. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیماری

    noun

    an abnormal condition of the body causing discomfort or dysfunction [..]

    You get a new disease that can be deadly.

    آدم بیماری جدیدی رو مبتلا میشه که میتونه کشنده باشه.

  • مرض

    noun

    an abnormal condition of the body causing discomfort or dysfunction

    I think of my neighbor whose wife was afflicted with Alzheimer’s disease.

    من در بارۀ همسایه ام فکر می کنم که زنش از مرض آلزایمر رنج می برد.

  • ناخوشی

    noun

    an abnormal condition of the body causing discomfort or dysfunction [..]

    We might say that, for ten centuries, the cess pool has been the disease of Paris.

    میتوان گفت که از ده قرن با ین طرف زباله پاریس ناخوشی آن است.

  • ترجمه های کمتر

    • علت
    • بیمارکردن
    • آزار
    • به هم زدن
    • بیمارگونه کردن
    • عدم صحت مزاج
    • نادهناد کردن
    • نامرتب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disease " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Disease
+ اضافه کردن

"Disease" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Disease در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "disease" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "disease" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه