ترجمه "dishonorable" به فارسی

نادرست, ناشرافتمندانه, پست بهترین ترجمه های "dishonorable" به فارسی هستند.

dishonorable adjective دستور زبان

Without honor, or causing dishonor [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نادرست

    adjective

    was that business or was it not a thoroughly dishonorable one nay,

    آیا آن شرکت به کارهای نادرست مشغول بود یا نبود

  • ناشرافتمندانه

    I'd rather have a dishonorable life.

    منم نمیخوام یه زندگی ناشرافتمندانه ای داشته باشم

  • پست

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • روسیاه
    • متقلب
    • نابکار
    • دغل
    • ننگین
    • بی آبرو
    • بی شرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dishonorable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dishonorable" با ترجمه به فارسی

  • سند نکول شده
  • (برات) نکول کردن · (زن را) بی سیرت کردن · (چک) برگشت زدن · آبروریزی · آبروریزی کردن · بدنامی · برگشت · بی آبرو کردن · بی آبرویی · بی عدالتی کردن · بی عصمت کردن (در انگلیس : dishonour) · دامن (زنی را) لکه دار کردن · رسوا کردن · رسوایی · روسیاه کردن · روسیاهی · روسیاهی بالا آوردن · سبب روسیاهی · شرم زده کردن · مایه ی ننگ · مقصر دانستن · مورد توهین قرار دادن · ننگ · نکول · نکول، بد حسابی · هتک احترام کردن
  • نکول برات ارزی
  • نکول برات
  • چک بلامحل
  • (برات) نکول کردن · (زن را) بی سیرت کردن · (چک) برگشت زدن · آبروریزی · آبروریزی کردن · بدنامی · برگشت · بی آبرو کردن · بی آبرویی · بی عدالتی کردن · بی عصمت کردن (در انگلیس : dishonour) · دامن (زنی را) لکه دار کردن · رسوا کردن · رسوایی · روسیاه کردن · روسیاهی · روسیاهی بالا آوردن · سبب روسیاهی · شرم زده کردن · مایه ی ننگ · مقصر دانستن · مورد توهین قرار دادن · ننگ · نکول · نکول، بد حسابی · هتک احترام کردن
اضافه کردن

ترجمه های "dishonorable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه