ترجمه "dishwasher" به فارسی
ماشین ظرفشویی, ظرفشو, (به ویژه در رستوران ها و غیره) متصدی ظرف شستن بهترین ترجمه های "dishwasher" به فارسی هستند.
dishwasher
noun
دستور زبان
A machine for washing dishes. [..]
-
ماشین ظرفشویی
machine [..]
One day the dishwasher breaks, needs a new o-ring.
یه روز ماشین ظرفشویی خراب شد ، یه واشر جدید لازم داشت.
-
ظرفشو
-
(به ویژه در رستوران ها و غیره) متصدی ظرف شستن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dishwasher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dishwasher"
عباراتی شبیه به "dishwasher" با ترجمه به فارسی
-
مایع ظرفشویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن