ترجمه "disinclination" به فارسی
اکراه, بی میلی, عدم تمایل بهترین ترجمه های "disinclination" به فارسی هستند.
disinclination
noun
دستور زبان
The state of being disinclined; want of propensity, desire, or affection; slight aversion or dislike; indisposition. [..]
-
اکراه
nounso, overcoming his disinclination, he went towards the bedroom.
از این رو، بر اکراه خود غلبه کرد و به اتاق خواب رفت.
-
بی میلی
noun -
عدم تمایل
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناخواستاری
- بی گرایشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disinclination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disinclination" با ترجمه به فارسی
-
بی میل · زده · ناخواستار · نامتمایل · ناگرا
-
(از چیزی) زده کردن · بی میل کردن · بی گرایش کردن · ناخواستار کردن · نامتمایل کردن · ناگرا کردن
-
(از چیزی) زده کردن · بی میل کردن · بی گرایش کردن · ناخواستار کردن · نامتمایل کردن · ناگرا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن