ترجمه "displeased" به فارسی
ناراضی, دلگیر, رنجیده بهترین ترجمه های "displeased" به فارسی هستند.
displeased
adjective
verb
Simple past tense and past participle of displease . [..]
-
ناراضی
At first Anna sincerely believed that she was displeased with him for daring to pursue her.
ابتدا، آنا صادقانه باور داشت که از او ناراضی است، چون گستاخانه تعقیبش میکند.
-
دلگیر
adjective'Gentlemen and you, monsieur, you will not be displeased
آقایان و شما مسی و مور طرف البته دلگیر نخواهید شد
-
رنجیده
He simply seemed to be slightly displeased with her for that first midnight conversation, which she had repelled.
وانمود میکرد که به دنبال آن بحث نیمه شبانه اندکی از آنا رنجیده خاطر است.
-
ناخوشنود
He was deeply displeased by what had occurred that day;
از رویداد آن روز به سختی ناخوشنود بود؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " displeased " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "displeased" با ترجمه به فارسی
-
خوش نیامدن · رنجاندن · رنجیدن · ناخشنود کردن یا شدن · گران خاطر کردن
-
بداینده · برخورنده · رنجاننده
-
بداینده · برخورنده · رنجاننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن