ترجمه "disproportion" به فارسی
ناهمگری, تناسب چیزی را به هم زدن, عدم تناسب بهترین ترجمه های "disproportion" به فارسی هستند.
disproportion
verb
noun
دستور زبان
something that is out of proportion; an abnormal or improper ratio; an imbalance [..]
-
ناهمگری
-
تناسب چیزی را به هم زدن
-
عدم تناسب
The disproportion there seemed to upset some harmony in her own mind.
گویی عدم تناسب چشمانداز هماهنگی ذهن لیلی را از میان میبرد.
-
ترجمه های کمتر
- عدم توازون
- ناجور کردن
- ناپار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disproportion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disproportion" با ترجمه به فارسی
-
بی تناسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن