ترجمه "dissatisfied" به فارسی

ناراضی, ناخرسند, ناخشنود بهترین ترجمه های "dissatisfied" به فارسی هستند.

dissatisfied adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of dissatisfy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناراضی

    adjective

    I hoped she wasn't so dissatisfied that she would skip the questions I was waiting for.

    امیدوار بودم به قدری ناراضی نباشد که از خیر سوا لاتی که منتظرشان بودم بگذرد.

  • ناخرسند

  • ناخشنود

    He was dissatisfied with himself and with all his circumstances.

    از دست خود ناخشنود بود و از دست محیط خود هم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissatisfied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissatisfied" با ترجمه به فارسی

  • رنجاندن · ناخرسند کردن · ناخشنود کردن · ناراضی کردن · ناشاد کردن
  • عوامل نا راضی کننده
اضافه کردن

ترجمه های "dissatisfied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه