ترجمه "distraught" به فارسی
آشفته, پریشان, ناراحت بهترین ترجمه های "distraught" به فارسی هستند.
distraught
adjective
دستور زبان
Deeply hurt, saddened, or worried; distressed. [..]
-
آشفته
adjectiveI hope he's this distraught if he ever breaks up with me.
.اميدوارم اگه باهام به هم بزنه ، همينقدر آشفته بشه
-
پریشان
adjectiveHe seemed sad, weighed down, almost distraught.
او غمناک، پژمرده و پریشان به نظر میامد.
-
ناراحت
adjectiveWhen the twins died, we were all very distraught.
وقتي دوقلوها فوت کردن ، همه مون خيلي ناراحت شديم.
-
ترجمه های کمتر
- دیوانه
- شوریده
- ناپروای
- مجنون
- سراسیمه
- پر کار
- پریشان خاطر
- کار برده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distraught " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن