ترجمه "distributive" به فارسی

توزیعی, توژی, پخشی بهترین ترجمه های "distributive" به فارسی هستند.

distributive adjective noun دستور زبان

Relating to distribution. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توزیعی

    adjective

    Now, we've had distributed computing before, of course.

    الان هم البته همان محاسبات توزیعی را داریم.

  • توژی

  • پخشی

  • ترجمه های کمتر

    • پراکنشی
    • (دستور زبان - واژه ای که به یک به یک اعضای یک گروه اشاره می کند مانند: each یا either) واژه ی پخشی
    • (ریاضی) پخش پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distributive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "distributive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "distributive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه