ترجمه "dog" به فارسی
سگ, sag, سَگ بهترین ترجمه های "dog" به فارسی هستند.
An animal, member of the genus Canis (probably descended from the common wolf) that has been domesticated for thousands of years; occurs in many breeds. Scientific name: Canis lupus familiaris. [..]
-
سگ
nounmale canine [..]
A living dog is better than a dead lion.
یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.
-
sag
-
سَگ
I'm off to see a man about a dog.
من دارم ميرم يه مَرد درخصوص يه سَگ ببينم.
-
ترجمه های کمتر
- دنبال کردن
- سوسیس
- پسر
- کلب
- رذل
- غیرمحبوب
- یوزه
- یوز
- هجو
- دنی
- ناکس
- بسیار
- (امریکا خودمانی - جمع) پاها
- (خودمانی) آدم خسته کننده
- (خودمانی) ناخوشایند (چیز)
- (عامیانه) مرد
- (مکانیک و غیره) گیره
- (نجوم - حرف بزرگ) استارگان (مجمع الکواکب) شعرای یمانی (سگ بزرگ : Canis Major یا مثل سگ کوچک : Canis Minor) 3
- آدم پست فطرت
- باگیره یا انبر گرفتن 0
- رجوع شود به andiron
- رجوع شود به dog hot 7
- رجوع شود به fogdog 6
- رجوع شود به parhelion 5
- رجوع شود به prairie dog
- ساندویچ سوسیس
- سه پایه
- سگ (انواع سگ های اهلی Canis familiaris و سگ های وحشی)
- سگ شکاری
- سگ نر
- قابل تحقیر
- مثل سگ تعقیب یا شکار یا ردیابی کردن) رد کسی را گرفتن
- نارضایت بخش
- وابسته به تیره ی سگان (Canidae که شامل انواع سگ ها و جانوران گوشت خواری مانند روباه و گرگ و شغال و غیره می شود) 1
- پاپی شدن 4
- کاملا 2
- گازانبر (هر ابزاری که برای گرفتن یا قلاب کردن به کار رود)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A name given to a dog [..]
-
سگ
nounDogs can't distinguish colors.
سگ ها نمی توانند رنگ ها را تشخیص دهند.
Digital on-screen graphic [..]
"DOG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DOG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dog"
عباراتی شبیه به "dog" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) سگ دم (گیاهان جنس Cynosurus که علف های پایا هستند به ویژه : crested dog's-tail)
-
سگهای نگهبان
-
سگها · كانيس فاميلياريس