ترجمه "doggy" به فارسی

هاپو, سگ, بدخلق بهترین ترجمه های "doggy" به فارسی هستند.

doggy adjective noun دستور زبان

(childish or endearing) A dog, especially a small one. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هاپو

    noun

    a dog, especially a small one

  • سگ

    noun

    the cute doggie popped out, and she squealed with delight.

    و سگ عروسکی بامزه ای بیرون پرید، و با شادی فریاد زد.

  • بدخلق

  • ترجمه های کمتر

    • (زبان کودکانه) هاپو
    • (عامیانه) شیک و پرجلوه
    • سگ خو
    • سگ مانند
    • سگ کوچولو
    • شیک و متظاهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doggy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "doggy"

عباراتی شبیه به "doggy" با ترجمه به فارسی

  • پاکتی که در رستوران به مشتری می دهند تا خوراک اضافی خود را در آن ریخته به منزل ببرد
  • az posht be jelo gozashtan · اض پوشت ب ژلو گوضشتن · حالت سگی
اضافه کردن

ترجمه های "doggy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه