ترجمه "doll" به فارسی

عروسک, دختر, بچه بهترین ترجمه های "doll" به فارسی هستند.

doll verb noun دستور زبان

A toy in the form of a human. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عروسک

    noun

    a toy in the form of a human [..]

    She wanted to live with us by inhabiting the doll.

    اون ميخواست با رفتن داخل عروسک با ما زندگي کنه.

  • دختر

    noun

    I never tire of looking at you, doll.

    منم از نگاه کردن به تو خسته نمیشم ، دختر

  • بچه

    noun

    The first childis the continuation of the last doll.

    اولین بچه، دنباله آخرین عروسکش میشود.

  • ترجمه های کمتر

    • خانم
    • دخترک
    • جوجه
    • زن
    • لعبت
    • کدبانو
    • بانو
    • (با: up) شیک و پیک کردن
    • (خود را) آراستن
    • (خودمانی) آدم زیبا و دوست داشتنی
    • (خودمانی) دختر
    • (زن خوشگل ولی سبکسر) طناز
    • دختر دهقان
    • زیبا و شوخ
    • کودک زیبا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doll " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Doll proper

A diminutive of the female given name Dorothy. [..]

+ اضافه کردن

"Doll" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Doll در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "doll"

عباراتی شبیه به "doll" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "doll" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه