ترجمه "don" به فارسی
پوشیدن, اقا, (جامه) پوشیدن بهترین ترجمه های "don" به فارسی هستند.
don
verb
noun
دستور زبان
A university professor, particularly one at Oxford or Cambridge. [..]
-
پوشیدن
verb -
اقا
noun -
(جامه) پوشیدن
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه - در دانشگاه های آکسفورد و کمبریج انگلستان) استاد
- (پارچه ی به خصوصی را) به تن کردن
- آدم برجسته
- استاد راهنما
- برتن کردن
- عنوان احترام آمیز اسپانیایی (معادل : Sir انگلیسی) که پیش از نام می آید
- عنوان برخی از سران مافیا (گروه تبهکاران ایتالیایی)
- نجیب زاده ی اسپانیایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " don " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Don
proper
noun
A diminutive of the male given name Donald or Gordon. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Don" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Don در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
DON
noun
دستور زبان
dissolved organic nitrogen [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"DON" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DON در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "don"
عباراتی شبیه به "don" با ترجمه به فارسی
-
قزاق دون (عضو تیره ای از قزاق های خاوری که در راستای رودخانه ی دون زندگی می کنند)
-
دان کیوپت
-
(افسانه ی اسپانیایی) دان وان (اعیان زاده ی عیاش و خوش قیافه ای که زن های بسیاری را از راه به در کرد) · دخترباز · دون ژوان · زن باز
-
دن آرام
-
دان کیشوت (اسپانیایی : دان کیهوته) قهرمان رمانی به همین نام (اثر سروانتز) · دن کیشوت
-
رجوع شود به Don Quixote
-
(شیمی آلی) کودان (دسته ی کوچکی از نوکلئوتیدها که در DNA و RNA موجوداند)
-
دن کیشوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن