ترجمه "door" به فارسی

در, راهرو, باب بهترین ترجمه های "door" به فارسی هستند.

door verb noun دستور زبان

A portal of entry into a building or room, consisting of a rigid plane movable on a hinge. Doors are frequently made of wood or metal. May have a handle to help open and close, a latch to hold the door closed, and a lock that ensures the door cannot be opened without the key. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در

    noun

    portal of entry into a building, room or vehicle [..]

    Please lock the door before you go out.

    لطفا قبل از آنکه به بیرون بروی در را قفل کن.

  • راهرو

    noun

    having an old lady hovering in the door way doesnt exactly help either

    وجود يک خانم پير که تو راهرو ميپلکه هم نميتونه کمک کنه

  • باب

    noun

    Joe Bob's eyes went to Vic, who was standing in the station door.

    چشمهای جو باب بطرف ویک رفت که دم دفتر ایستاده بود

  • ترجمه های کمتر

    • درب
    • آستانه
    • درگاه
    • مدخل
    • آپارتمان
    • راه
    • اسباب
    • (مجازی) خانه
    • (مجازی) وسیله
    • جای در
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " door " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Door

ISO 639-6 entity

+ اضافه کردن

"Door" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Door در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "door"

عباراتی شبیه به "door" با ترجمه به فارسی

  • درب کشویی (خودرو)
  • برابری و داشتن شرایط همسان در بازرگانی با کشوری خاص · در دسترس همگان · قابل استفاده بدون محدودیت · ورود آزاد
  • رجوع شود به outdoor
  • درب پاد آتش (دری که از آهن یا مواد پاد آتش بوده و برای جلو گیری از گسترش آتش سوزی در ساختمان ها و کشتی و غیره کارمی گذارند)
  • خارج از منزل · رجوع شود به outdoors
  • خارج از منزل
  • بعدی · خانه (یامغازه یا ساختمان و غیره)ی مجاور · پهلویی
  • (دری که به دو طرف باز می شود) در دوسویه · درب کشویی
اضافه کردن

ترجمه های "door" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه