ترجمه "doorkeeper" به فارسی
دربان, دربازکن, سرایدار بهترین ترجمه های "doorkeeper" به فارسی هستند.
doorkeeper
noun
masculine
دستور زبان
The person in charge of an entryway, sometimes just a doorman, sometimes something more. [..]
-
دربان
nounThe doorkeeper did not know the hour of his master’s return.
دربان از ساعت آمدن آقای خود خبر ندارد.
-
دربازکن
noun -
سرایدار
-
ترجمه های کمتر
- دروازه بان
- دهانه رودخانه
- مستخدم دم در
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doorkeeper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "doorkeeper"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن