ترجمه "doorway" به فارسی
در, درگاه, راهرو بهترین ترجمه های "doorway" به فارسی هستند.
doorway
noun
دستور زبان
The passage of a door; entrance way into a house or a room. [..]
-
در
noun verb adpositionHe saw a foreman passing the open doorway, and hailed him for a job.
روزی ضمن عبور سرکارگری را دم در دید و از او تقاضای کاری کرد.
-
درگاه
nounHe got into the shelter of a doorway and took stock of himself.
به یک درگاه پناه برد و خود را برانداز کرد.
-
راهرو
nounI hesitated in the open doorway, not sure what to do now.
برای یه لحظه توی راهرو مکث کردم، مطمئن نبودم که چی کار میخ وام بکنم.
-
ترجمه های کمتر
- چارچوب در
- سرسرا
- جای در
- هر وسیله ی دستیابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doorway " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن