ترجمه "doping" به فارسی

دوپینگ, زورافزایی, duping بهترین ترجمه های "doping" به فارسی هستند.

doping noun verb دستور زبان

Present participle of dope. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوپینگ

  • زورافزایی

  • duping

  • ترجمه های کمتر

    • آلایش
    • تغلیظ
    • ناخالص سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "doping" با ترجمه به فارسی

  • (در شرطبندی روی اسب های مسابقه) پیش آگاهی درباره ی وضع جسمانی اسب · (درباره ی اسب) خبر محرمانه به دست آوردن · (عامیانه) آدم احمق · (عکاسی) ماده ی ظهور (developer هم می گویند) 0 · (هرچیزی که به چیز دیگری اضافه شود مثلا موادی که برای تازه نگهداری به کنسرو می زنند) برافزود · آب بند · اسب دارو (داروی انگیز گریا یا آرام گر اسب مسابقه) اسب دارو دادن به · افزونه · اندازه · با ماده ی مخدر درمان کردن · برافزودن · بسیار خوب، عالی · بصیرت · تقویت کردن · تهی مغز · خنگ · دارو دادن · داروی مخدر · درجه · دوپینگ · دوپینگ کردن · زاموسخه · زور افزایی کردن 1 · صدای کوتاه · ماده ی آرمنده · ماده ی در آشام (جاذب) · ماده ی لیزانه (روغن کاری) · ماده ی مخدر · مواد مخدر دادن به · مومیا (هر ماده چسبناک و جلادهنده ای که برای استحکام به روی سطح چیزی به ویژه بدنه و بال هواپیما می مالند) · نرم ساز (به ویژه نرم ساز و چرب ساز پوست بدن) · پیش آگاهی · کرم پوست · گول
  • زورافزایی
  • (امریکا - خودمانی) معتاد (به مواد مخدر)
  • (اسب دوانی) جدول اسب ها و مسابقات (racing form هم می گویند) · (عامیانه) مرجع اطلاعات (چاپ شده)
  • دارو دادن
اضافه کردن

ترجمه های "doping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه